يحيى دولت آبادى
322
حيات يحيى ( فارسى )
ما ثابت خواهد شد پس از شروع بجنگ ميتوانيد او را هدف سازيد ولى بعد از شروع بجنگ ديگر پولكينيك ديده نميشود و تيررس هيچيك از سنگرها نميآيد در اين حال آقا سيد جمال افجهء با جمعى از مردم محله پايمنار ( در حالتى كه بر حمارى سوار است ) ميخواهد از خيابان سرچشمه وارد حوزه محاصره شده خود را بمجلس برساند قزاقان مانع شده نميگذارند همراهان آقا سيد جمال فشار ميآورند كه وارد شوند از طرف قزاقان تيرى بجانب آنها خالى شده يكى از همراهان سيد كشته مىشود و ديگرى مجروح ميگردد ( كشته شده آقا رضا جوان بيست و دو سالهايست در لباس تجارت چند سال اين جوان در مدرسه كماليه طهران تحصيل كرده نيكو تربيت شده بود اينجا شهيد احساسات خود ميگردد ) اين اول تيرى است كه در اين ميدان خالى مىشود و از طرف قشون دولت است ولى دولتيان ميگويند صداى تير از سردر مجلس بلند شد و شروع بجنگ از ملتيان بود براى خلط مبحث چنان كه در اين حال پيرمردى از طرف خيابان مجلس بجانب مسجد ميآيد بصاحبمنصب قزاقان ( قاسم آقا ) ميگويد تير اول كه خالى شد از طرف مشروطهخواهان بود شك نداشته باشيد تحقيق مىشود پيرمرد مزبور نوكر كامرانميرزا نايب السلطنه است كه در ميانه ميخواهد خدمتى بحوزه مركزى استبدادى كرده باشد خلاصه بمحض اينكه صداى تير از اين محل بلند مىشود تمام تفنگچيان اطراف مهياى جنگ شده و آقاى افجهء را با همراهانش به خانه ميرزا صالحخان وزير اكرم كه مدتى حاكم طهران بوده اينك معزول است مىبرند آنجا از او نگاهدارى مىشود عاقبت كار او در خاتمه كار مجاهدين انجمن آذربايجان نوشته خواهد شد در اينوقت يك مرتبه از اطراف يعنى از سردر مسجد و سردر مجلس و انجمن مظفرى انجمن حميت و انجمن آذربايجان جنگ شروع مىشود و شرححال هريك تا خاتمه كارشان بطور اجمال نوشته مىشود چون اول ورود قزاق به مسجد سپهسالار است از آنجا شروع ميكنيم قزاقان در جلوخان مسجد و در خيابان هردو هستند آنها كه در خيابانند روبروى سر در مسجد ميباشند شليك اول جمعى از آنها كشته شده عقب مينشينند قزاقانى كه در جلوخان هستند خود را پاى ديوار كشيده از شليك بالا محفوظ ميباشند و چون راه فرار